تبلیغات
روستای اوزکلا - ضرب المثلهای محلی

روستای اوزکلا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

مردم روستای اوزكلا مانند دیگر روستائیان ایران اسلامی از دیرباز در محاورات خود از  ضرب المثلهائی استفاده می كردند كه متاثر از آداب و رسوم محلی و زندگی اشان بوده است كه با نقل سینه به سینه ، آن را ماندگار كرده اند . و آنچه در اینجا گفته می شود ، گوشه ای از این ضرب المثلهای محلی است كه با فرهنگ عمومی و بومی ایران اجین شده است .      

بامشی کی ماست بخورده که میس نخورده  =( گربه کی ماست خورده که مشت نخورده ) = کنایه از این که به هر شادی یک ناراحتی همراه شد .

کارو ورزا کنه ، بامشی کرسی سر خسئه = ( گاو نر کار می کند ، گربه روی کرسی خسته است ) = کار را دیگری می کند ، آن دیگری خسته است .

خی بنجه خوار نشونه = ( خرس به خوردن برنج نمی رود ) = وقتی در برف و سرما کسی را از رفتن بیرون منع کنند .

گرنه بز و سرچشمه او خور = ( بز گری که از سرچشمه آب می خورد ) = کنایه از فخر فروشی .

وشونه کرگ چنگمه سر مرغنه کنه = ( مرغ آنها روی میله تخم می گزارد ) = کنایه از این که بخت با آنها همراه است .

اسپی مرغنه سیو کرگشه = ( تخم مرغ سفید از مرغ سیاه است ) = وقتی فرزندی خودش را بالاتر از والدین تصور کند .

گم بكرده ببا رو تن جغله قبا رو ، گم بكرده ننه رو مگس پرون شلیته رو = ( پدرش را كه لباس پاره می پوشید فراموش كرد . مادرش را كه دامن چین دار می پوشید فراموش كرد = كنایه از فراموش كردن اصالت خویش .

پیلك كلا رو پش كته = ( كوزه كوچك از كوزه بزرگ جلوتر آمد ) = كنایه از جلوی بزرگتر راه رفتن است .

هله طلای دم دیاره = ( هنوز دم خروس پیداست ) = به کسی که زود می خوابد می گویند .

آهو رو بوتنه تی دو چیه ، بوته هارش می دمال هو چیه = ( به آهو گفتند چرا می دوی ، گفت همهمه پشت سرم از چیست . گریز از تعقیب شكارچیان = وقتی كسی با دلیل ، هراسان و با عجله كار می كند .

شاخ گو ورو سنگینی نكنه = ( شاخ گاو برایش سنگین نیست ) = خانواده اعضای خود را دوست دارند و سربار یكدیگر نیستند .

كلاچ وچه جیر كته = ( بچه كلاغ افتاد پائین ) = كنایه از یك نو رسیده است .

اگر من نوینم می زا بوینه ، وگرنه كوتك میجگا بوینه = ( اگر من نتوانم ببینم بچه ام می بیند ، و اگر نشد گنجشك بالای كوه خواهد دید .

هراز او همیشه ماهی نیرنه = ( آب رودخانه همیشه ماهی نمی آورد ) = یعنی همیشه شانس همراه نیست .

اشكم رو وگ سرونه ، شلوار بنه رو سونه = ( شكمش خالی است اما بلندی شلوارش زمین را می ساید ) = كنایه از پز دادن آدم فقیر است .

جو  ائی ، گنم  ائی ، آقا گرس سر گرگری = ( جو و گندم دور شوند كه آقا ارزن دارد می آید ) = وقتی شخصی كوچك ادعای بزرگی می كند .

خورا  خورا  رو  بد  دارنه ، ده مج  گدا رو  = ( بخور از بخور بدش می آید و كسی كه به درب خانه ها می رود از گدا بدش می آید ) = كنایه از بیزار بودن رقیب است .

شجاع ، شی زن ور رشیده = شوهر پیش همسرش شجاعت نشان می دهد = ( كنایه از كسی كه در خانه ادعای شجاعت می كند .

كله كله دی رو نوینه ، كوله دیوار میهن نیشته = ( دود دو اجاق همدیگر را نمی بینند ، چون بین آنها دیوار كوتاه است ) = كنایه از مشكلات هم خبر نداشتن است .   

لوی سپایه رو گنه تی دیم سیو هسه = ( دیگ به سپایه می گوید رویت سیاه است ) = كنایه از بی خبر بودن از عیب خود است .

آش گنه غل ، وی گنه دل = ( آش هنوز نپخته می خواهد آن را بخورد ) = عجول بودن .

از دولتی سر گنم ، تله هم او خورنه = ( از دولت سر گندم گیاه تلخك هم آب می خورد ) = كوچكی از كنار بزرگی بهره مند می شود .

بطر كلای جنگه ، می كلاه می سرر تنگه = ( در روستای بطاهر كلا جنگ شده ، كلاه برای سر من تنگ شده ) = جای دیگر مشكل درست شده ، موقعیت من به تنگنا افتاده .

عرب نار نار ، اینم اون برار = ( بیابانگرد ناله می كند ، می گویند این هم برادر اوست ) = كنایه از این كه هر دو مثل هم هستند .

گت كه بورده دار سر ، كچیك شونه خار سر = ( وقتی بزرگتر از درخت بالا می رود ، كوچكتر هم روی بوته می ایستد ) = كوچكتر از بزرگتر تقلید می كند . 

سیو دیم پولدار دا بمیرم ، ماهروی بی پول هرگز نوینم = ( فدای پولدار زشت رو بشوم ، ولی زیبای بی پول را هرگز نبینم ) = كنایه از مادی بودن است . 

ورف شونه ، سیاهی به كوه مونه = ( برف آب می شود و كوه به رنگ خودش باقی می ماند ) = روزگار سختی تمام می شود و آرامش بر می گردد .

اول درزن شی خودو بزن ، بعد گالنج به دیری = ( اول یك سوزن به خودت بزن ، بعد جوالدوز به دیگران ) = هر چیزی را كه برای خود نمی پسندی ، برای دیگران مپسند . 

كوك شی سرو ورف دله كنه ، شی دمو هوا = ( كبك برای دیده نشدن سرش را زیر برف می كند ، اما غافل از این است كه دمش پیداست ) = كسی كه آشكارا كاری را می كند و فكر می كند كسی او را نمی بیند . 

تا تنیر گرمه نون را دون = ( تا تنور داغ است نان را ببند ) = تا موقعیت هست استفاده كن .

چی كار دارنی می پیر گدائه ، دو چشم نرگسی كار خدائه = ( چه كار داری كه پدرم گدا بود ، چشم زیبایم هدیه خداست ) = كنایه از ربط نداشتن دو موضوع به هم است . 

شی پالونه دره هاده = ( پالونش را در دره رها كرد ) = كنایه از گم كردن خود است .  

كنا پش واش بیره = ( علف جلوی خانه از نظر افتاده است ) = كنایه از این كه چیز قابل دسترس بی ارزش جلوه می كند .     

    



نوشته شده در سه شنبه 29 تیر 1389 توسط بسیج شهدای روستای اوزکلای نور
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
آمار سایت
Blog Skin