تبلیغات
روستای اوزکلا - شهید محمد حسن شاه حسینی

روستای اوزکلا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

فرزند : عبدالوهاب

تولد : 14/1/1339

شهادت :  12/2/61

محل شهادت : جاده اهواز خرمشهر

مزار : تهران - بهشت زهرا سلام الله علیها

قطعه 26 - ردیف 68 - شماره 48

مختصری از زندگینامه شهید :

                       

                                                 بسم الله الرحمن الرحیم

محمدحسن در سال 1339 در یکی از محلات شمال تهران در خانواده ای مومن و متقی متولد گردید . او تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد . و مدت یک سال هم در دبستان توحید مشغول تعلیم و تربیت شد .

محمدحسن بسیار بردبار و متواضع و فروتن بود و همیشه دفاع از ارزشهای اسلامی را سر لوحه کار خود قرار می داد . و با عوامل ضد انقلاب به شدت برخورد می کرد و پاسداری از نظام اسلامی را وظیفه خود می دانست .  

محمدحسن با آغاز جنگ تحمیلی علیرغم عشق و علاقه فراوانش به سپاه ، به خدمت ارتش درآمد و در تهران و در قسمت عقیدتی سیاسی آن مشغول شد . اما از آنجا که روح خدائی او تاب و تحمل در تهران را نداشت مدتی نگذشت که با تلاش فروانش به اهواز منتقل و از آنجا به خط مقدم اعزام گردید . او بی ریا و شجاعانه در عملیات فتح المبین و عملیات بیت المقدس با دشمنان اسلام جهاد کرد و حتی به خانواده خود نیز محل خدمتش را نگفت . و سرانجام در سومین روز از آغاز عملیات بیت المقدس که منجر به آزاد سازی خرمشهر گردید ، به آرزوی دیرینه اش شهادت رسید و روح بلندش به ملکوت اعلی پیوست و پیکر مطهرش در بهشت زهرا سلام الله علیها آرام گرفت . 

قسمتی از وصیتنامه شهید :

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

شهادت می دهم به یگانگی و یکتائی خدا . شهادت می دهم که حضرت محمد صلی الله و علیه و آله و سلم ، آخرین فرستاده و رسول اوست . و شهادت می دهم که حضرت علی علیه السلام و فرزندان معصومش جانشینان برحق پیامبر خدا هستند . 

وصیت من به همه این است که همواره حامی اسلام و آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، روحی فداه باشید و نائبش امام خمینی را حمایت نمائید . که ما بر حقیم و به خاطر اسلام می جنگیم . از همه عزیزان می خواهم که همواره پشتیبان نظام اسلامی و مسئولین آن باشید . و سلام و درود به روان پاک شهیدان به خون غلطان انقلاب اسلامی و به امید پیروزی رزمندگان اسلام .

پدر و مادر عزیزم : از زمانی که به جبهه آمدم آزمایش خدا از شما نیز شروع شد و با شنیدن خبر شهادتم ، مرحله سخت تر این امتحان آغاز می گردد . و مرحله بعد که از این هم سخت تر است ، ممانعت نکردن شما از مبارزه دیگر پسرانتان است . به هر صورت مهم این است که انسان بداند برای چه منظور آفریده شده و برای رسیده به کدامین هدف می کوشد . و اگر مانند شما این مسئله را درک کند ، آن وقت تحمل آن برایش بسیار آسان می شود . دنیا ارزشی ندارد که انسان عمرش را برای رفاه بیشتر زندگی بگذراند . که الحمدالله شما اینگونه نبوده و نخواهید بود . و من امانتی از جانب خداوند نزد شما بوده و این سعادت است که انسان فرزند خود و این امانت را اینگونه به صاحب اصلی اش بازگرداند . و این ثوابی را که خداوند انشاءالله به من می دهد ، چند برابر آن را در صورت تحمل آزمایش به شما مربیان خوب عطا خواهد فرمود .   

در آخر از شما می خواهم که مرا حلال کنید و در این راه صبر و استقامت نمائید . و بدانید عزاداری دشمنان وقتی است که شما را سر بلند ببینند . و خدا شاهد است که من با پای خود به استقبال شهادت رفتم و از این امر بسیار راضی هستم . و بدانید که خداوند بزرگ و مهربان جایگاهی خوب برای ما در نظر گرفته است . از راه دور دستان مبارکتان را می بوسم و از خدا می خواهم که بر عزت و آبرویتان بیافزاید .    

   



نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 توسط بسیج شهدای روستای اوزکلای نور
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
آمار سایت
Blog Skin