تبلیغات
روستای اوزکلا - شهید مهدی ازقند

روستای اوزکلا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

فرزند : حسین

تولد : 26/1/1341

شهادت :  29/8/62 

محل شهادت : پنجوین ( ارتفاعات كله قندی )

مزار : تهران - بهشت زهرا سلام الله علیها

قطعه 53 - ردیف 156 - شماره 13

 

قسمتی از وصیتنامه شهید :

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله           

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا                          سوره احزاب - آیه 23

برخی از مومنان بزرگ مردانی هستند که به عهدی که با خدا بستند وفا کردند ( تا به راه خدا شهید شدند ) و برخی به انتظار ( فیض شهادت ) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند  

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

سلام بر تو ای حسین علیه السلام ، پسر مولا علی علیه السلام ، سید اوصیاء و ای پسر فاطمه زهرا علیها سلام ، سیده زنان اهل عالم

خدا لعنت کند جماعتی را که اسبان را زین کردند و برای جنگ با شما هجوم آوردند و به شما ستم کردند و شما را کشتند . پدر و مادرم به فربان تو ای حسین علیه السلام .  سلام خدمت ولی عصر ، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نائب برحقش امام بت شکن خمینی عزیز و سلام بر ارواح طیبه شهدا و با آرزوی شفای جانبازان و پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی .

در حالی که هر روز عزیزی از عزیزان ما در خون خود غوطه ور شده و نهال انقلاب اسلامی را با قطرات پاک خون خویش آبیاری می کند ، ما در انتظاریم تا انشاءالله روزی نوبت ما هم برسد ، اما گویا گناهان ما آنقدر زیاد است که بین ما و معبودمان فاصله بسیار ایجاد کرده است .

پروردگارا ، اگر تو از تاریکیهای وحشتزای جهالت و ضلالت نجاتمان ندهی ، چه کسی نجات دهد و اگر از ظلمات شرک و گمراهی به روشنائی و معرفت رهنمودمان کنی ، چه کسی می تواند مانع شود . الهی اگر از تو دل برکنیم ، به چه کسی دل بسپاریم و اگر به تو ای معبود یکتا مهر نورزیم به چه کسی اظهار مهر کنیم .

گر برکنم از تو و بردارم از تو مهر                         این مهر بر که افکنم ، این دل کجا برم

سخنی کوتاه با خانواده عزیزم :

زبانم قاصر است از تشکر از شما که مرا در دامان پاک و پر مهر خویش پروراندید و احساس ضعف و ناتوانی می کنم از این که از زحمات پر مشقات شما قدردانی نمایم . پدر جان ، هر وقت دستهای ترک خورده ات از شدت رنج کار در سرمای زمستان و عرق پیشانی ات در گرمای تابستان را به خاطر می آورم و نیز هر وقت مهربانی ها و بی خوابی های مادر بزرگوارم را به خاطر می آورم و وقتی به یاد می آورم کمک خواهرم و یاری برادر بزرگم و اظهار لطف آنها را ، نمی دانم چگونه جوابگو و قدردانشان باشم و از این بابت همیشه خدا را شکر می کنم . و نیز نعمت داشتن همسر خوب که خداوند مرا از این نعمت بزرگ بی بهره نکرد .  

همسر عزیزم :

هر چند زندگی خیلی کوتاهی داشتیم ، اما در در این مدت کوتاه مرا شیفته عقاید ، اخلاق و سایر صفات حسنه خویش نمودی و نمونه کاملی از یک زن مسلمان و آگاه بودی . همان طور که من از تو راضی بودم ، انشاءالله خدا نیز از تو راضی و خشنود باشد و تو را با شیر زن کربلا ، حضرت زینب کبری علیها سلام محشور نماید .

پدر و مادر عزیز ، همسرم ، برادران و خواهران و تمامی اقوام و آشنایان و دوستان ، از شما می خواهم اگر لغزش و خطائی از من دیدید ، به پای مکتبم نگذارید و مرا ببخشید و دعایم کنید تا در این راهی که قدم نهاده ام ، نزد سیدالشهدا علیه السلام سربلند باشم . و از شما برادران حزب اللهی می خواهم که مانند گذشته امام را تنها نگذارید که می دانم نمی گذارید . امام و رزمندگان اسلام را دعا کنید . دعا کنید که دچار غرور نشده و بتوانیم از پیام آوران آزادی کربلا و قدس عزیز باشیم . به امید زیارت آقا ابا عبدالله علیه السلام و آزادی جهان از ظلم و فساد . 

خدایا ، ما عمل خود را تنها برای تو خالص می کنیم و تنها برای تو می جنگیم و از غرور و نخوت می پرهیزیم و می دانیم این ما نیستیم که به جبهه آمده ایم ، بلکه تو بر ما منت نهادی و توفیق جهاد را به ما عطا فرمودی . و ما نیز تا آخرین لحظه و تا زمانی که جان در بدن داریم دین تو را یاری خواهیم کرد و از پای نخواهیم نشست . خدایا مزد ما را شهادت در راه خودت قرار ده و شفاعت آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام را نصیب ما بگردان .  

پروردگارا : اگر تمام سرزمینمان کربلا و تمام روزهایمان عاشورا و تمام جبهه هایمان پر از بدنهای خونین علی اکبرها شود و دشمنان پست و فرومایه آب را چون شب عاشورا به رویمان ببندند و خانه هایمان را چون خیمه های امام حسین علیه السلام در میان شعله های آتش بسوزانند و نمرودیان چون ابراهیم در آتشمان افکنند و فرعونیان اطفالمان را بکشند و هر روز کاروان سرخ پوش شهیدان از کوچه هایمان بگذرند ، هرگز دست از یاری دین تو برنخواهیم داشت و فریاد خواهیم زد :

نهضت ما حسینی است                  رهبر ما خمینی است

 



نوشته شده در چهارشنبه 30 تیر 1389 توسط بسیج شهدای روستای اوزکلای نور
مقام معظم رهبری

آرشیو مطالب
آمار سایت
Blog Skin